عنوان ندارم

تو ز من پرسیدی که چرا تنهایی؛ که چرا غم‌ناکی؟ چه‌شده؟ بی‌حالی...
«تو اگر می‌دانستی که چه زخمی دارد؛ که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی‌پرسیدی که چرا تنهایی»...

/ 2 نظر / 16 بازدید
بجه

از من خسته... واقعا نمی دونم چی بگم.

sunysun

مال خودته شعرات ؟ به شعرای کارگاهی می خوره