آخرین یادگارها - ۱

من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه

تیرم به خطا می‌رود اما به هدر نه

دل‌خون شده‌ی وصلم و لب‌های تو سرخ است

سرخ است ولی سرخ‌تر از خون جگر نه

با هر که توانسته کنار آمده دنیا

با اهل هنر آری! با اهل نظر نه!

بدخلقم و بدعهد، زبان‌بازم و مغرور

پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

یک بار به من قرعه‌ی عاشق شدن افتاد

یک بار دگر! بار دگر! بار دگر نه ...

 

«فاضل نظری»

/ 0 نظر / 18 بازدید