کیستی تو...

عکست آن قَدَر تلخ می­نگرد که گویی من نیستم

کیستی تو...؟

 

گوش به ستوه است از شنیدن ملغمه ­ی پایان دلت

کیستی تو...؟

 

دست قاصر از دست­ افشانی هیر سیاه­ سپید مرگ

کیستی تو...؟

 

ستون بلندقامتِ شکسته، پر از سکوت

یک من، زیر آوار، غرق در تنهایی

یک من، فاتحه به قبری خالی از مرده

کیستی تو...؟

کیستم من...؟

/ 0 نظر / 16 بازدید