مهاجرت

گیر کرده‌ام بین اینجا و اونجا. اینجا را بیشتر دوست دارم. خیلی سال است که دیگر انس گرفته‌ام با اینجا. اما چند وقتی است که احساس می‌کنیم اطمینان کمتری به سرورهای اینجا می‌توانم بکنم. خب بالاخره من که نمی‌خواهم دفترچه خاطراتم یک‌هو نابود شود. تازه، بعضی از شما این‌جا می‌آمدید و می‌رفتید و خلاصه صله‌رحمی برقرار بود.

دیروز آمدم مهاجرت کنم به اونجا. درست کردن قالب جدید سخت بود. اینجا خیلی راحت است. اما دیگر لازم نیست عکس‌هایم را اینور و آنور آپلود کنم.

البته یک اشتباهی هم کردم که باعث شده همه‌ی مطالبی که اینجا داریم، هرکدام سه بار پشت سر هم در اونجا وجود داشته باشند. خودش دردسری است.

خلاصه که برای من تصمیم سختی است. مثل این است که بخواهم خانه‌ام را عوض کنم. خب دلم برای اتاقم تنگ می‌شود. منم که عاشق اتاقم...

/ 0 نظر / 3 بازدید