ماه قشنگ امشب

زندگی چیزی شد که لب تاقچه‌ی عادت

از یادمان رفت.

و دوست داشتن از یاد تو.

 

سرخی گونه‌ام از سرخاب است، و چه خوب است که نمی‌دانی

گرنه از درد به رنگ گچ ام و لال.

مثل دیوار، ساکن و بی‌هم‌دم.

 

چشم خشکم، از شعر، خشک‌تر و

تر.

 

امشب‌ها، ماه قشنگ‌ترین است، گرچه نمی‌دانی.

گرچه نمیدانی،

موی را بافتن.

/ 0 نظر / 14 بازدید