خشن ها

راستش نمی دانم بعضی آدم ها عصبانی تر و خشن تر شده اند یا من روحیه ام حساس تر.

البته یک جورهایی مطمئنم که من حساس تر نشده ام؛ حتی باور دارم که قوی تر از قبلم. توهین ها را جوری قورت می دهم که طعمشان ته گلویم نماند. از افاده های پوچ و توخالی با ضمیمه کردن یک لبخند تاییدنما می گذرم. از دستورهای بعضی آدم ها که در مقام دستوردهنده قبولشان ندارم خشمگین نمی شوم. قبلن از شنیدن اینکه فلان آدم بی اهمیت مرا قبول دارد آتش می گرفتم؛ اما الان به آن جملات فکر نمی کنم که راحت یادم برود.

انقدر قوی شده ام که نمی گذارم کسی از گریه هایم بو ببرد. دلم که می شکند به روی خودم نمی آورم حتی "دل شکستگی های تو در توی حل نشده" هم خم به ابرویم نمی آورد. وقتی حتی یک کاسه احساس هم در برابر کوه احساسم نمی بینم با یک نفس عمیق سر و ته قضیه را هم می آورم. آخر می دانی؟‌ قوی شده ام.

خلاصه که

من روحیه ام حساس تر نشده؛ همه واقعن جلوی چشمم دارند خشن تر می شوند. همه ش می خواهم لفظ وحشی را به کار ببرم؛ ولی شاید "خشن" بار توهین آمیز کمتری در "ظاهر" داشته باشد!

/ 0 نظر / 16 بازدید